طب بوک طب بوک
عضویت

روانشناسان مطالعه کنند

Psychology & Law پسر جوانی در کتابخانه از دختری پرسيد: «مزاحمتان نمی شوم کنار دست شما بنشينم؟» دختر جوان با صدای بلند گفت: «نمی خواهم يک شب را با شما بگذرانم!» تمام دانشجويان در کت...

۱۳۹۲/۱۰/۰۸ 112 بازدید

هنوز امتیازی ثبت نشده

به این مقاله امتیاز دهید

بدون عضویت هم می‌توانید امتیاز دهید

Psychology & Law


پسر جوانی در کتابخانه از دختری پرسيد: «مزاحمتان نمی شوم کنار دست شما بنشينم؟»

دختر جوان با صدای بلند گفت: «نمی خواهم يک شب را با شما بگذرانم!»

تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند. پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسر رفت و در کنار ميزش

به او گفت: «من روانشناسی پژوهش می کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزی فکر میکنند، گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟!»

پسر با صدای بسيار بلند گفت: «200 دلار برای يک شب!!؟ به نظرت زياد نيست!!!»

وتمام آنانی که در کتابخانه بودند به دختر نگاهی غير عادی کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد« من حقوق میخوانم و ميدانم چطور شخص را گناهکار جلوه بدهم!!!!!»

مقالات مرتبط