پرش به محتوای اصلی

بوی باران

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن گردشـــی در کوچــه باغ راز کن هر که عشقش در تماشا نقش بست عینک بد‌بینی خود را شکسـت من مـیـــان جســـم‌ها جــان دیـــده‌ام درد را افکنـــده درمـا...

۱۳۹۳/۰۳/۲۶ 513 بازدید
—

هنوز امتیازی ثبت نشده

به این مقاله امتیاز دهید

بدون عضویت هم می‌توانید امتیاز دهید

بوی باران



زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن

گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست

عینک بد‌بینی خود را شکسـت

من مـیـــان جســـم‌ها جــان دیـــده‌ام

درد را افکنـــده درمـان دیـــده‌ام

دیــــده‌ام بــر شـــاخه‌ها احـســـاسـ‌ـها

می‌تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست

زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود

می‌تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است

حال من، عشق تمام مردم است!

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا

صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره‌ات قـــــــرآن من

ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی‌شـود

مثنوی‌هایـم همــه نو می‌شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می‌دهــد

واژه‌هایـم بوی بـاران می‌دهـــد

مقالات مرتبط

نظرات کاربران (2)

حسین فرهادی
حسین فرهادی
۱۳۹۳/۰۳/۲۷ ۰۵:۴۴

وقتی در دورترین خاطراتم نزدیکیت را احساس میکنم شک نکن که بهترینی

بهروز محسنی
بهروز محسنی
۱۳۹۳/۰۳/۲۶ ۱۳:۲۸

مرسی زیبا بود

برای ثبت نظر وارد حساب کاربری شوید.